بعد از شانزده سال دوری ،سوکورو تصمیم میگیرد به ناگویا برگرد تا پرده از یک دوری چندساله و ناگهانی بردارد. 


 یک دوری بین او و دوستان دوران دبیرستانش..اما این کشف حقیقت برای سوکورو خیلی عجیب و سنگین


هست و تصمیم میگیرد برای حرف زدن با چهرتا دوستش آنها را پیدا کند


این یک دیدگاه شخصی هست و بدون شک با دیدگاه خیلی ها متفاوت.اما از نگاه من این کتاب ارزش خواندن


نداشت..شخصیت روانی یک از اعضای گروه باعث کلی خیال بافی و بهم زدند یک جمع می شود که نکته بدتر


داستان اینجا هست که همه اعضا میدانند که او دروغ  میگوید اما باز حاضر نیستند تا پنهانی با سوکورو رابطه


دوستانه داشته باشند..همیشه قلم اقای موراکامی پر از ایهام و سردرگمی شخصیت های داستان هست اما از


نظر من این یک سردرگمی جذاب نیست

 

نظرشما؟