داستان روایتگر یک خانواده آذری زبان در دوران جنگ است.داماد و پسر کوچیک خانواده همرزم هستند اما داماد تنها برمیگردد و خبر شهادت 

 خلیل را به مادر میدهد.مادر هم بر اساس حس مادرانه اش قبول نمیکند که خلیل شهید شده است..


نگاه من..

هاتف علیمردانی بعد از کوچه بی نام ،نگاهش در تمام فیلم هایش یکسان است..ادم هایی در قصه هایش حضور دارند که وضیفه شان این

 است که ثابت کنند از روی ظاهر ادمها قضاوت نکنید.آدمهایی که گاهی رفتارهایشان عصبیت میکند ..قسمت هایی از فیلم به زبان آذری

 است و این یعنی توجه نکردن به مخاطب .خوب خیلی از مخاطبین به زبان آذری هیچ آشناییتی ندارند مثل خودم و این باعث شد برخی از 

حرف ها را نفهمم.

این فیلم جز کارهای ضعیف هاتف علیمردانی است اما به خاطر بازی خوب فاطمه معتمد آریا و برخی از صحنه های فیلم.مخصوصا 

صحنه پیداشدن خلیل،ارزش دیدن دارد.داستانی به جنگ و انتظار بی امان خانواده ها از یک نگاه دیگر..و مادری که هیچ وقت برگشتن 

فرزندش را ناامیدانه نمی داند