دیشب حال و هوای دنیای اینستاگرام بسی معنوی و فانتزی بود

این روزها تمام استوری ها و پست ها پر بود از عکس های تهران گردی و سفرهای استانی با کلی ژست و مدل لباس و رنگی رنگی بودن مانتو ها که 

خبر از عید میداد.و تو هر دوتا استوری یک دوربین گرانقیمت و کلی حرف درباره اینکه بله ما هم عکاسی میکنیم.و بالای سه هزار ببیننده تو استوری 

و چهرهزارتا به بالا لایک.

اما بالاخره غروب سیزدهم فروردین از راه رسید و استوری ها رخ واقعی خود را نشان دادند که ای وای فردا باید مدرسه برویم و اگر خواب بمانیم چی؟.

پیک شادیم راتمام نکرد و .....


خدایی تصورش خیلی جالبه که وقتی شاخ اینستا را با روپوش سورمه ای تو سوریس مدرسه ببینی،چشمات اندازه نعلبکی مادربزرگ بود و بگوییم باور

کنیم که تو همام ایکس دبلیو اینستایی؟

مخالف تکنولوژی و پیشرفت نیستم ،اما کمی مطابق سنمان و اون عددهای شناسنامه زندگی کنیم.برویم پی بازی ها و رویاهایمان نه دنبال لایک ها

و فرهیخته بودن در دنیای مجازی.اگر هم آمدی به دنیای مجازی حداقل خودت باش