گل سرخ و سفید و ارغوانی         فراموشم نکن تا می توانی

لا به لای امتحانات ثلث سوم و خانه تکانی های مامان توی اسفند،دلمان شور دفترچه خاطرات هایی را میزد که بین هم رد و بدل میکردیم
و هر روز آمار میگرفتیم که زهرا تو نوشتی،نسترن فردا بیار دفتر را بده به الهام..و بعد بردن دفتر پیش معلم هایی که بیشتر از بقیه دوستشان داشتیم و نوشتن نصحیت که دختر خوبم درست را بخوان برای رسیدن به اهدافت بجنگ.

این روزها ثبت خاطراتمان فقط مجازی شده  و عمرش بیست و چهار ساعت.استوری هایی که بیشتر دیده میشوند و هر روز یک ویژگی اپدیت شده.وکلی خوشحالی.انگار میترسیم خاطراتمان را با ساده ترین فن نوشتاری و معمولی ترین عکس ها ثبت کنیم 

به قول شاعر،حالا که پر از حرفیم،دیگر زنگ انشا هم نداریم