فصل پاییز و ماه مهر از راه رسیده و همه پست های دنیای مجازی تغییر کرده

از برگ زرد پاییز و اهای کجایی نمیه گم شدم تا باهم بریم زیر باران تا وای فردا با لنتی ترین استاد دانشگاه کلاس دارم و اخ سرما خوردم

خلاصه اینکه موضوع برای غر زدن زیاد داریم.مثلا اخ ترافیک زیاده و دیر میرسم به دانشگاه

اما این روزها

کمی یادمان رفته که هنوز محرم هست و ماجراهای اسارت و داستان هایش.نمیگم همش پست های غصه دار بذاریم،اما به قول

آقای علوی از فردای عاشورا که اهل بیت میروند اسارت ،انگار ماهم میریم اسارت .در و دیوار شهر که خالی شده از مشکی های

امام حسین

در کل میگم

در کنار تمام شلوغی های زندگیمان یادمان نره که هنوز محرم هست و حداقل روزی یک ساعت درباره ماجراهای بعد از عاشورا و حرکت

کاروان مطلب بخونه.

میخواستم تو ایام دهه اول محرم یک سری پست های محرم بذارم ،اما خب چون زیاد خانه نبودم نشد.

ان شا الله این ایام میذارم