نشود فاش کسی،انچه میان و من توست

چقدر خوبه دارمت،وگرنه زیر تمام این حرف ها و بغض هایم له میشدم

تا اشارات نظر،نامه رسان من و توست

اما ،چقدر دور و سردرگمم که قصه چشمهای تو را نمی توانم بخوانم ،اما چقدر خوب است که تو از چشمهایم میخوانی

گوش کن، با لب خاموش سخن می گویم

از وقتی بهم گفتی:وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید، دیگر دنبال مقدمه چینی نمیگردم و  میروم سر اصل مطلب

گوش کن،پاسخم به نگاهی که زبان و من و توست

و مهم نیست توی تنهایی هایم هستم یا بین شلوغی آدمها،از نگاهم تمام حالم را میفهمی