رادیو بهار

حرف هایم را می نویسم..نقدهایم را..نگاهم را..خیال بافی هایم را

۶۵ مطلب با موضوع «بهار نویس» ثبت شده است

دوربین هایی که خاک خوردند

تو کتاب ،لذتی که حرفش بود،پیمان هوشمند زاده نوشته: توی عکس ها به ببیننده ای لبخند میزنیم که در زمان آینده داره به چهره های ما 

نگاه میکند.یا یک جای دیگه کتاب میگه :عکس ها پر از قصه هستند.

لا به لای وسایل قدیمی دنبال اولین دوربین عکاسی میگردم که راهش به خانه ما باز شد.از شدت خاکی که که روش نشسته،نمیتونم 

رنگش را تشخیص بدهم.با دستمال خاک هایش را کنار میزنم.یکهو تمام خاطرات به مغزم هجوم می آورند..نگاتیوهای سی و شش تایی 

که برای ثبت لحظات توی دلش کلی دلشوره میگرفتی که خدا کند خوب بیافتم.آخه اون وقت ها گزینه دیلیت و دوباره عکس بندازی وجود 

نداشت.و این آغاز یک ماجرا بود.مرحله بعدی کلی قربون و صدقه رفتن آقای داداش بود که برو عکاسی علی آقا تا عکس ها را ظاهر کند.

و دل نگرانی یک هفته و کلی خیال بافی که توی عکس چطوری افتادیم.

عکس ها که به دستمان میرسید یک پروژه خندیدن و جیغ کشیدن داشتیم که وااای نگاه کن ،چرا چشمام بسته افتاده؟..چرا روسریم کجه؟


. اما...

عکس هایمان هم پیشرفت کردند.اگر دوستش نداری خیلی راحت دیلیت میشه و دوباره..دلت بابت تعداد عکس هایت شور نمیزند که 

نکند نگاتیو پرشود و کلی عکس ننداخته..و از همه شاید تلخ تر که عکس هایمان دیگر قصه ای ندارند..برای گرفتن عکس های دسته 

جمعیمان نیازمند یک عکاس نیستیم..


.







۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
bahar tehrani

باران های اردیبهشت

ممنون اردیبهشت جان که باران هایت را با خودت نبردی و امانت گذاشتی در دستان خرداد


و همچنان باران رحمت الهی..الهی بی خطر و بنشیند بر جان و حال دلمان را خوب کند

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
bahar tehrani

کمی به دنیا رفاقتمان باهاش فکر کنیم

هرسال که ماه رمضان از راه میرسد ،تازه یادمان می افتد که کلی عهد و پیمان بسته بودیم و زدیم زیرش..دوباره یادمان می افتد که باید 

تجدید پیمان کنیم و...

فکر کنم خدا به همین یادمان آمدن ها هم راضی هست ،باز بهتر از فراموشی کامل و منکر شدن عهدهایمان است

میدانید دیروز یه مطلبی را خواندم و پیش خودم گفتم که خدا از ما بنده ها بیشتر ذوق آمدن ماه رمضان را دارد.پیش خودش میگوید :خب 

بنده جانم حداقل یک بهانه ای برای صدا زدنم دارد

ایکاش لا به لای عبارت های دعای افتتاح...وقتی خرما رو با ذکر الهم لک صمنا میذاریم گوشه لپمان،کمی ،کمی به خودمان و دنیای 

رفاقتمان با خدا هم فکر کنیم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
bahar tehrani

سرعت تغییرات

سرعت خیلی چیزها را حذف کرده است


لذت یک سفر با ماشین به جای هواپیما


انتظار  جواب نامه ها و حرف ها تو چندتا کاغذ خط دار و کشدار به جای نامه های الکترونیکی


لحظه شماری برای ظاهر شدن عکس های توی نگاتیو به جای  فتوشاپ عکس ها کنج دل موبایل ها


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
bahar tehrani

تمام حرف این است که خوبم

مثل سربازی شده که کلی خاطرات خدمت دارد و همه ازش می پرسند : که خب بگو اجباری خوش گذشت؟

تا سرباز شروع به روایت خاطراتش میکند،گوشی را شنوا نمی بیند

حرفهایمان  کلیشه شده است انگار رسم است هر وقت بهم میرسیم جویای حال یکدیگر باشیم و بعد برویم.فقط یک جویا نه یک شنونده

و عادت کردیم که تمام حرفهایمان را پشت یک خوبم پنهان کنیم

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
bahar tehrani

چرا کاهش مخاطب؟

بچه ها مطالبم براتون جالب هست؟

یعنی ارزش خواندن و وقت گذاشتن داره؟

آخه نسبت به روزای اول با کاهش مخاطب روبرو شدم
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
bahar tehrani

رسیدگی کنید به آرزوی جوانان

دلمان یک سفر میخواهد....زیر باران..شیشه های بخار گرفته..موزیک آرام..جاده چالوس..جنگل..چای زغالی..و نفس کشید زیز آسمان 

خدا..لذت بردن از نعمت های خدا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
bahar tehrani

باران های بهاری

ابن باران های بهاری یعنی 

خدایا خیلی هنرمندی.یهو وسط آفتاب کلی ابر توی آسمان پیداشون میشه و

شروع میکنن به باریدن

بعد دوباره هوا صاف میشه و باز دوباره باران

خیلیییییییییی قشنگه


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
bahar tehrani

فیلترینگ شدیم

فعلا که قصه جدی شده و تمام تلگرام ها چه با نت همراه  چه با نت شرکت های خصوصی فیلتر شده.بماند که ارتباط هایمان کمتر شده 

و به این نتیجه رسیدیم که چقدر مجازی شده بودیم.اما خب ما از اون دسته انسان های زمینی هستیم که برای ارتباط های مجازیمان یک

دنیای دیگه را پیدا میکنیم.

ولی این بین خیلی از کانال ها حیف شد که پریدن.الان مثلا همین رادیو بهار خودم،از وقتی فیلتر شدیم دیر به دیر میرم و یه مطلب براش 

میذارم و از همه جالب تر بین این همه شبکه پیام رسان و لج کردن آدمها که پامون رو تو پیام رسان ایرانی نمیذاریم،منم موندم که رادیو 

را اینبار کجا احداث کنم؟


اینستا هست اما خب انگار کانال های تلگرامی یک فضای جالب تری برای نوشتن داشتن.آدمها هم که خسته تر از همیشه ،حداقل نمیان

وبلاگ .چقدر خسته ایم هممون

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
bahar tehrani

چه عجیب

پسر عجیبی بود.توی اتوبوس بالای سرما وایستاده بود تا دید ما رفتیم توی اینستاگرام برگشت گفت: کثیف تر از این دنیا،هیچ دنیایی 

نیست.واکنشی نشان ندادم.دیدم نه خیر آقا قراره بالای منبر بماند.بهش گفتم هرموضوع و مکانی میتواند خوب باشد و می تواند بد.بستگی 

به خودمان داره و قبول دارم که بعضی ها عکس ها و فیلم های نامناسبی میذارن.گفت نه دیگه اینجا خیلی بدتره

بهش گفتم اینستا عکساش همون صحنه هایی هست که توی جامعه می بینیم.همون حرمت هایی از بین رفته که کارگردان محترم به اسم

 آگاهی توی فیلم های سینمای از بین برد و شیک و مجلسی پاش نوشت جهت بالا رفتن اگاهی ملت..دیدم طرف از این بالا منبر بشین ها

هست.منم بهش گفتم باشه کار شما عالی،بزن فیلترش کن

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
bahar tehrani