خط خطی هایم

کلمات حرف می زنند

خط خطی هایم

کلمات حرف می زنند

سلام خوش آمدید

۵۶۶ مطلب با موضوع «بهار نویس» ثبت شده است

نه فقط من که خیلی از آدم ها با دیدن تیزرش یک غر زدیم و گفتیم: بیا قبل از افطار جای یک تلنت و شو با تم مذهبی کم بود،که خدارو شکر ساختنش. .من که غرم بیشتر بودم و گفتم:آن هم الان،وقتی که خیلی ها از سر لج بازی های سیاسی و اقتصادی ،پرشون گیر کرده به پر اسلام و قرآن واهل بیت.چی شد؟ هیچی هممون میخکوبش شدیم.میخکوب یک برنامه کاملا مذهبی و قرآنی که پر بود از استعدادهای عجیب وخاصی که با هر بار رونمایی از یکیشون چشمهایمان اندازه نعلبکی های گل سرخی مادربزرگ ها میشد و اشکمان در میآمد و ته دلمان میگفتیم : خدایا بابت غرغرهای الکی مان  ببخش. استعداد ها و داورهای خوش تیپ و شیطونی که شاید اسامی شان را شنیده بودیم وخیلی ساده از کنارشان رد میشدیم و هیچکدامشان برای رقابت و به رخ کشیدن استعدادها و تعداد جزء هایی که حفظ بودند،دور هم جمع نشده بودند. آن ها یک محفل و دورهمی دوستانه و ساده داشتند که به خیلی از ماها گفتند: می بینید چقدر حرف های خدا قشنگ و دلنشین هست؟می بینید برای ترجمه کردنش به هیچ دیکشنری خاصی احتیاج  ندارید؟به قول یکی از کامنت ها دیدیم که بچه مذهبی ها و قرآنی ها هم میتوانند خوش تیپ و بامزه و شیطون باشند. یا اون یکی  کامنت زده بود: خدایا شاید باورش برایت سخت باشد.اما بعد از این همه سال  که باهات قهر بودم، یهو تصمیم گرفتم دوباره باهات دوست بشوم ،آن هم دلیلش دیدن این آدم ها بود.آدم هایی که برعکس بعضی از  بنده هات راه را با اجبار و اشتباه و تعصب بهم نشان ندادند.راستی قبول نباید یک برچسب را به همه آدم ها زد.

اگر دوست داشتی توام ببینیش،یک سر برو تلویبون،همه قسمت هاش هست.

  • bahar tehrani

 با یک تاخیر یک ماه و چند روزه، سال نو مبارک.ان شاءالله سال جدید برای هممون پر از خیر و و برکت با تن سالم و دل خوش و عاقبت بخیری باشد. سالی پر از تیک های خوشگلی که با کلی ذوق از ته دلمان و خوشی کنار اهداف و آرزوها و تصوراتمان می زنیم ومیگوییم: دیدی بالاخره شد و بهش رسیدم.و باز با تاخیر چند هفته ای ،ماه رمضان وعید فطرتان مبارک.ان شاء الله خدا کنار تمام عبادتهایمان، حتی آن خواب های تا لنگ ظهر و شب بیداری های پر از فیلم دیدن هایمان تا سحر  یک تیک  قشنگ قبول باشد و یک تیک قشنگ تر کنار دعاهای شب قدرمان زده باشد و قشنگ ترین تقدیرها را با تن سالم و دل خوش برایمان نوشته باشد.و ماه رمضان سال دیگه هم باشیم و روزه بگیریم و خب سعی میکنیم کمتر فیلم ببینیم و کمتر تا لنگ ظهر بخوابیمwink.

میگم به نظر شما هم عید و ماه رمضان امسال یک طور خاصی بامزه نبود؟!.نمیدانستی بروی عید دیدنی یا نروی؟اگر رفتی برای صرف آجیل بروی یا کنارش نان و پنیر و چایی هم بخوری یا نه؟.بپیچونی بروی مسافرت یا نه زشته بمانی و روزه هایت را بگیری ؟ البته بعضی از اقوام مشکل را حل کردند.مثلا دسته اول می گفتند: تو رو خدا از افطار تشریف بیاورید هم ما به یک ثوابی می رسیم و هم دورهم و یک شب نشینی هست.یا دسته دوم می گفتند: بعد از افطار در خدمتتان هستیم و این یعنی میدانیم برای خوردن آجیل جایی ندارید.ما که می رفتیم چون آگاه بودیم که بعدا گله گذاری می کنند که دیدی ما را دوست ندارید و نیومدید.البته بگم واقعا جایی برای آجیل حتی یک گوشه عزلت گرفته کنج دلمان هم نداشتیم.یا دسته سوم که گزینه تعطیلات هست و یک سفرمان نشود را انتخاب کرده بودناما،امان از دسته چهارم که دیدگاه و نظری نداشتند فقط هر وقت می دیدنت میگفتند: وای چقدر همه بی جون و ضعیف شدیم آدم اینقدر ضعیف هست نا نداره سفره افطار بندازه چهارتا فک وفامیل و دوست و آشنا را دعوت کند. از آن طرفهم تازه افطار میکنی بدتر و خسته تر میشوی.جون نداری چهاررکعت نماز  اضافه و قضا بخوانی.ما؟ خدا رزقمون کرد وروزیمون شد که جزء دسته اول بودیم. حالا عیددیدنی و افطار که هیچی.از این طرف هم قصه صدا و سیما قشنگ شده بود قصه نازنین زهرا.نه حوصله ساختن و پخش کردن سریال های عید با تم طنز و فصل هفت و هشت یک سریال را داشتند نه  سریال های ماه رمضان با شخصیت های دزد و قاتل و جن و روحی که شب های قدر هوای توبه کردند به سرشان میزد.البته به جزء محفل که بعد دربارش یک منبر میروم.

خب حالا که تا اینجا شریف آوردید این را هم بهتون بگم که تولد امسالم خیلی لاکچری بود.از آن  لاکچری هایی که مامانه به زور و کتک کاری بچه رسیده و نرسیده را میاره  به دنیا تا توی شناسنامه اش بزنند متولد 02/2/2.بچه بی گناه هم که بزرگ شد توی مدرسه یا جمع دوستان تا یک حرکتی زد همه بهش بخندند و بگویند: تا حالا کسی بهت گفته بود چرا اینقدر خنگی؟چون به زور به دنیا آوردنت تا تاریخ تولدت لاکچری باشد.ایکاش ما آدم ها لاکچری بودن را تو چیزهای ساده می دیدیم.مثلا جشن تولد گرفتن کنار آدم هایی که دوستشان داریم یا مکانی که یکی از مکان های مورد علاقه مان هست.یا شیطنت ها و خل بازی هایی که کنار دوست هایمان حسابی به دلمان می نشیند.

خب دیگه بعد از مدتها خیلی حرف زدم و  خسته شدی..چی؟ واقعا خسته شدی؟ به این قشنگی و بی نمکی برایت نوشتم.اونم بعد از هزاربار نوشتن ومبارزه با وسواس نوشتن که تا حدودی برگشته..خب پاشو برو یک بلیط شصت تومان ناقابل بخر و اگر دنبال یک فیلم طنز بامزه میگردی.فسیل را ببین.از الان هم بهت لو  بدهم که قصه از بعد از انقلاب قشنگ وخنده دار می شود.فقط قبلش یک بلیط 60تومانی بخر.اصلا قابل شما را نداره.مهمان ما باشید.

 

  • bahar tehrani

هر سال شب چهارشنبه سوری تو یک سری از مناطق تهران،اعلام جنگ جهانی اول و دوم می کنند.اما امسال جنگ رسیده بود به مرحله سوم و چهارم، آن هم با اعلام حکومت نظامی که : ببین بیای جلوی در خونت و واستی آتیش بازی ببینی،یهوی می بینی منفجر شدی.حالا این وسط چندتایی از علمای جنگ و سیاسیون محله ای و منطقه ای هم  رفته بودند بالای منبر و میگفتند: این هم یک جور شیوه اعتراض هست.

بله.خداروشکر امسال در شب چهارشنبه سوری شاهد نوع جدیدی از اعتراض بودیم که معتقد بودند که: به ما چه درخت حیاط شما آتیش می گیرد.به ما چه ماشینتون آسیب می بیند. به ما چه شیشه های خونتون میشکند..خیلی چیزها به ماچه..پس چی به ما ربط داره؟ هیچی،فقط شیوه اعتراضمان که این شکلی هست.

  • bahar tehrani

اوایلش جوگیر بودم و به هرکسی که می رسیدم{ دوست و آشنا} آدرس کانال تلگرامم را میدادم.یه کم که گذشت دیدم نمیتوانم  راحت حرف های توی کله ام را بزنم.آخه دیدم هرکس یک برچسب  به خودش و من می زند و میگه: دیدی منظورش من بودم.حالا بیا و ثابت کن که به پیر و پیغمبر تو منظورم نبودی ،یا اگر هم بود باید میگفتم نیستی.شد درس عبرتم تو اینستاگرام و همون اول کاری نصفی ها را زدم بلاک کردم و خیال خودم را راحت.اما خب، امکانت نوشتاری و پر حرفی تلگرام کجا و و ظاهر بینی اینستاگرام کجا.تا زد طبق صلاحدید دوستان زدند و تلگرام را فیلتر کردند.بازم می نوشتم اما با سختی و کلی محدودیت.

خداروشکر..این وبلاگ را زدم ونمیدونم از اون آدم های سمی چندنفرشون اینجا هستند.که برام مهم نیست.حالا هم تو ایتا کانالم را از تلگرام منتقل کردم و آدرسش را به کسی ندادم..دوست داشتید تشریف بیاورید.فعلا از داخلی ها ایتا ظاهرش بیشتر شبیه تلگرام هست.برعکس روبیکا که فقط تعریف و تمجیده و هربار هنگ میکند

eitaa.com/radiobahar

  • bahar tehrani

آدم ها عجیب تر می شوند،یا من عجیب تر می شوم.فکر کنم مشکل از من هست،مگه می شود آدم ها اینقدر عجیب باشند.

 

  • bahar tehrani

angryangryangry

خدایی،خودتون کلافه نمیشید؟ همش تو ماشین؟..گشنتون نمیشه؟..یه کم زودتر راه بی افتید،قشنگ برید یک رستورانی،کافی شاپی، درکه ای و چندساعت بشینید.

  • bahar tehrani

یک عفو باحال...

  • bahar tehrani

خب برویم سراغ جشنواره

از نگاه شما،کدام فیلم ها جالب آمده و ارزش دیدن داره؟

  • bahar tehrani

زیر باران،توی ماشین،یک ترافیک نیمه سنگین،بدون دلشوره و عجله و...آخ چه حالی میدهد بشینی و با یک موزیک ملایم توی ذهنت هزاران تصور قشنگ و رنگی رنگی، رسم کنی با هر قطره باران،یک صدای آمین گو،پس ذهنت نقش بزنند

  • bahar tehrani

خب برویم سراغ معرفی چندتا فیلم فانتزی و قشنگ

1_ خالی از افسون

2- سرزمین خواب ها

3- هفت زن و یک قتل

  • bahar tehrani

روزمرگی هایم
دخترکی رویا پرداز از جنس اردیبهشت

@radiochanel کانالم

نویسندگان