رادیو بهار

حرف هایم را می نویسم..نقدهایم را..نگاهم را..خیال بافی هایم را

حرف هایم را می نویسم..نقدهایم را..نگاهم را..خیال بافی هایم را

روزمرگی هایم
دخترکی رویا پرداز از جنس اردیبهشت

بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۰۷ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۵۹ برف
محبوب ترین مطالب
نویسندگان

۷ مطلب با موضوع «جامعه بهاری» ثبت شده است

۱۹:۲۹۲۹
بهمن

از سمت هایپر استار تو اتوبان شهید باکری داشتم با ماشین میرفتم روی پل تا بی افتم توی اتوبان شیخ فضل الله

ترافیک و باران اونم روی پل..سر پیچ دیدم یک شاسی بلند اونم از مدل هیوندا با فلشرهای روشن زده کنار و سر آقای راننده روی فرمون

کمی ترسیدم و نگران..زنگ زدم به آقای پلیس و گفتم:

آقای پلیسی که شبا بیداری،روی پل چنین صحنه ای دیدم...گفت آدرس دقیق بده..هرچی من میگفتم  اون میگفت نه اصلا چنین جایی 

نداریم..گفتم پس من تو آفریقا هستم و اونجا یه اتوبان هست به اسم شهید باکری! اینقدر خنگ بازی در آورد که گوشی  را داد به 

همکارش..همکارش هم که چون زبل خان بود زودی فهمید وگفت باشه

خلاصه منم خوشحال  و حال رابین هودی را داشتم که به همشهریش کمک کرده

یه ساعت بعدش بهم زنگ زد گفت: آفاهه زنده بود که هیچی ماشینش هم نبود...بهش گفتم کار بدی کردم بهتون خبر دادم؟..طوری بهش 

گفتم که حس میگ میگ را داشتم.گفت نه بابا دستت دردنکنه اما خواستم بگم چیزی نبود

الان من یک شهروند دلسوزم یا یه فضول؟

bahar tehrani
۲۱:۴۰۲۳
بهمن

جشنواره فجر هم با تمام حق ها و ناحقی هایش تمام شد...با تمام رای هایی که باید میداد و نداد..با تمام رای هایی که نباید میداد اما داد

قبل از اینکه بنویسم ،بگویم که نگاه و عقیده همه آدمها برایم قابل احترام است اما حق بدهید که در وبلاگ خودم درباره عقاید خودم بنویسم

اینجا نمیخواهم درباره فیلم ها نقد بنویسم چون نه علمش را دارم  و نه صدایم به جایی میرسد اما اونقدر علم دارم که مجری جشنواره را نقد کنم:


آقای رشید پور

براساس تجربه کمی که دارم ،میگیوم که انتخاب شما به عنوان مجری چنین جشنواره بزرگی که نگاه هزاران آدم به آن است یک انتخاب 

اشتباه و بدون تدبر بود.

شما یک مجری هستید و باید دایره لغاتتان آنقدر زیاد باشد تا مخاطب را جذب کنید..وقتی برای دیدار با بزرگان سینما دنبال مشخص کردن راه و روش سلام واحوالپرسی بودید، فکر نمکنید کلمه ضایع شدن در حد شما و  مقام جشنواره نبود؟

یا به قول آقای هومن سیدی ،همه فکر کردیم سالن را اشتباه آمده ایم .چون توانایی شما در کنترل نظم و سازماندهی جو جشنواره 

افتضاح بود.آن مردان شیطان و بانمکی که خودتان هم گفتید انگار اینجا مسابقه دربی است و نه جشنواره،نشان از عدم کنترل شما و حراست جشنواره بود.

یا در برابر اعتراض یک تماشاچی باید در نهایتش یک لبخند میزدید نه اینکه بهش تذکر بدهید که شب بشین پای برنامه هفت.که چه 

بشود؟ باز هم حرف های پرت و سردرگم شما و داوران عزیز را بشنود و صدایش به جایی نرسد؟


اگر هرسال کاندید شدن یک شخص..یا یک فیلم..یا حق خوری یک فیلم بحث داغ روزهای اختتامه بود..اینبار ضعف و عدم توانایی شما بحث روزهای داغ اختتامیه است



شما هم نظر بدهید


bahar tehrani
۱۸:۵۴۲۲
بهمن

بعد از استوری هام درباره راهپیمایی، فهمیدم توی دنیای مجازی حق نداری درباره عقایدت بنویسی

لهت میکنند..میگویند واقعا رفتی؟...فکر نمیکردم بری..بهت نمیاد این مدل آدمی باشی..الان بری فکر مکینی دولت درست میشود نه دیگه نرو تا بفهمن.

وقتی ما آدمها به عقاید همدیگر احترام نمیگذاریم..وقتی همدیگر را پای میز محاکمه میکشانیم و حکم صادر میکنیم

توقع داریم جناب دولتمردان به عقاید ما احترام بگذارند؟


کمی ..سعی کنیم قضاوت نکنیم...حکم صاد نکنیم...دیگران را بابت عقایدشان توبیخ نکنیم


من رفتم تا به جوونایی که شهید شدند بگویم:

انقلاب شما یک کار درست بود..خوش به حالتان که هدف داشتید

خون شما رنگین ترین خون ها بود

اما اگر الان حال انقلاب خوب نیست ..اگر همه چیز خراب شد

تقصیر من و بزرگترها و خیلی از ادمهاست که در هر لباسی ،انقلاب شما را بد منتقل کردیم به نام هدف شما همه کاری کردیم

این یک پیمان عهد است برای من

bahar tehrani
۲۰:۳۲۱۷
بهمن

قدیم ها نهایت جشنی که خیلی بزرگ و با کلی عکس یادگاری برگزار میشد،جشن عروسی بود.

کم کم جشن های تولد هم وارد آلبوم های خانوادگی شدند

اما امروزه مردمان این کره خاکی زیادی پیشرفت کرده اند...جشن هایی با سبک اولین باری که بچه میگوید جیش دارم با تم های همان موضوع تا جشن وکیکی با تمی که به همه اعلام کنیم دختر یا پسرمان به سن بلوغ رسیده است.

هنوز پا از این جشن های قرن جدید بیرون نگذاشته اند که فریادها بلند میشود:

آقای همسایه به دختر بچه ام چپ نگه کرد..توی فروشگاه آقای فروشنده به دخترم گفت یک مارک بهترش را دارم..پسر بچه ام سوالات عجیبی میپرسد..


آدمهای لاکچری

روزی که در فکر زدن پز خانم ها و آقایان همسایه و فامیل بودید..روزی که دنبال سفارش کیک و لباس ستتان بودید..روزی که خط قرمزها را پاک کردید..روزی که حریم خصوصی فرزندانتان را در دنیای مجازی به اشتراک گذاشتید..روزی که کمپین تشکیل دادی که دختر نباید از پدرش خجالت بکشد..روزی که فریاد زدید باید این تابوها شکسته بشود....

همان روز باید به فکر این آینده تاریک و پر از دردی که برای فرزندانتان ساخته اید،بودید....ببخشید خیلی دیر شده

bahar tehrani
۲۲:۱۲۲۷
دی

ماشالا ادعای فرهنگ و غرب زدگیمان در بوق وکرنای جهانیان هم آوازه ای دارد برای خودش،دیگر بماند که با یک سفر به ترکیه و دبی و 

مالزی و تایلند و...برای همدیگر چقدر کلاس میگذاریم.ایکاش ادعاهایمان کمی رنگ واقعیت به خود میگرفت.ایکاش اگر غرب زده بودیم،واقعا 

رفتار و برخی از کارهایمان رنگی از غرب زدگی داشت.

برای انجام چندتا کار مالی باید میرفتم خدمت اولین دستگاه خودپرداز..اما با صحنه زیر روبرو شدم و صورتم رنگ کیف پولم شد

کاری به سرمایه های ملی و درخت های جنگل ندارم..همه ما یک شماره ای به بانک جهت دریافت اطلاعات برای نقل و انتقالات پول هایمان 

دادهایم.پس اگر به رسید نیازی ندارید،لطفا دکمه عدم دریافت را بزندی و اینطوری کاغذ را حرام نکنید و جلوی خودپرداز رو شلوغ نکنید

و لطفا کمی از حرف هایتان که بوی فرهنگ میدهد را هم عملی کنید


bahar tehrani
۱۵:۱۸۲۲
دی
( آدم ها را از روی ظاهر نمیتوان،قضاوت کرد)

هرجور شده باید با همدیگه به این جمله ایمان بیاوریم.فقط تکرار و تایید کردنش به درد زندگیمان نمی خورد.باید بهش ایمان بیاوریم

طاقه خانه اش نم داده..اما مغز و زبانش از بین رفته است.بایت درست شدن یک طاق با کمی گچ و رنگ با آدمها طوری رفتار میکند و بند 

دهانش را باز که انگار بچه اش را لای در گذاشته اند.به قول قدیمی ها اگر به تور یک زن بی حیا و بدون زیپ دهان افتادی،سرت را بنداز پایین و برو

کمی تا قسمتی یاد بگیریم که زیپ دهانمان را بکشیم
کمی تا قسمتی یادبگیریم که فرهنگ فقط برای پز دادن نیست باید مصرفش کنیم
کمی تا قسمتی یاد بگیریم که همه آدمها مثل تو بی شخصیت نیستند
کمی تا قسمتی یاد بگیریم فلان مانتو و فلان منصب شغلی برای کسی شعور نیاورده است
کمی تا قسمتی یادبگیریم که هر چند وقت یه بار به گذشته نگاه کنیم و یادمان نرود چی بودیم
کمی تا قسمتی یادبگیریم انسان باشیم
bahar tehrani
۱۸:۰۸۱۶
دی

ماجرای اغتشاش توی مملکت من دوباره شروع شده بود.تخریب اموال عمومی و تکرار برخی جملات که برای

خود گویندهایش هم معنایی نداشت،نقل خیابان های شهرم شده بود.هیچ وقت تلاشی برای ابراز عقاید

سیاسی خودم نمی کنم اما همیشه سعی کرده ام که اطلاعات سیاسی را در حد خودم بالا ببرم

القصه:

تمام این اغتشاش ها باعث شد برای حفظ یک سری مسائل امنیتی، تلگرام و اینستاگرام را فیلتر کنند.حالا

خودتان تصور کنید که وارد نشدن به این دنیا چقدر برای ماها سخت بود.چند ساعتی را به امید درست شدن

طی کردیم،اما انگار این ماجرا مثل ابنبات کشی حالا حالاها کش می امد.و بماند که همه به سمت بهترین فیلتر

شکن ها هجوم بردیم

بعد از چندساعت بی خیالی ،احساس کردم تنها ادم موجود روی کره زمین هستم.برای کوثر یک پیغام گذاشتم

که احساس تنهایی میکنم  و این شروع اس ام اس بازی هایمان بود.به قول کوثر دکمه برگشت را زدیم به شش

سال پیش و دلشوره بالا رفتن هزینه و حجم کلماتی بودیم که اجازه تایپ کردنش را داشتیم

  یکی از درس هایی که این هرج و مرج برای من داشت،این بود که واقعا اسیر دنیای مجازی شده ایم و اگر

گردش های بی دلیلمان را از دنیای مجازی حذف کنند،انگار کاری برای گذران وقت و لذت بردن نداریم

راستی چقدر اس ام اس بازی های قدیم جالب بود.حرف هایمان محدودیت داشت و برای رساندن مفهوم باید از

بهترین جملات استفاده میکردیم و اگر توانایی اش را نداشتیم باید زنگ میزدیم

اما دنیای تکنولوژی الان به ما فرصت بیش از حد صحبت کرن را داده و نهایتش ارسال یک ویس.حرفهایی که

ساعت ها طول میکشد، اما گاهی بی معنا 

خلاصه ما بیسفون را پیدا کردیم ،چون تحمل حرف نزدن در طی یک روز را نداشتیم.اما ایکاش کمی زندگی کردن

را یاد میگرفتیم

bahar tehrani