فیلم وقتی بیشتر به جانت مینشیند که سید محمود رضوی و بهروز شعیبی باهم بسازنش.

.

قصه روایت یک معظل کهن و خاک خورده تمام اجتماعات هست و دردی که درمان پذیر نیست.روایت مادری که میداند یک کودک در وجودش در حال شکل گیری هست اما باز اسیر دستان پر قدرت اعتیاد است.

شاید کمی دیر شده باشد اما حس مادری اش به یک باره بیدار میشود و دنبال بارانش میگردد.و....

بهار.نویس:


۱:فیلم پر از تلخی و شیرینی بود..پر از حس های عجیب.پر از معظلات جامعه..فروختن کودکی که هنوز انگشت هایش جوانه نزده است..روایت مادری که لگدهای بچه را حس میکند اما باز سراغ مواد میرود و بزرگترین حسرت زندگی اش میشود شیر دادن کودکش





۲:واقعا یا من مردم را نمیفهمم یا باز من مردم را نمیفهمم..داستان پر از تلخی و درد است .اون وقت سر یک حرف انچنان ادمها میخندند که یک دفعه توهم میزنی که نکند این یک کمدی هست و من دارم تراژدی اش میکنم؟!..



۳:..سینمای ایران که هیچ شناختی درباره سن بیننده ندارد اما مادر محترم الان بچه زیر دوازده سال میاری سینما که چی یاد بگیره؟!..از خانه فرار نکنه؟!..معتاد نشه؟!..دست تو دماغش نکنه؟!

ایکاش والدین کمی برای بچه هایشان فیلم های قشنگ تری انتخاب کنند.


4:بازی سارا بهرامی عالی بود.واقعا حقش جایزه هست


#بهار_و_جشنواره_


#اگربچه_هارابردید_سینما_لطفا_بااگاهی_ببرید_کاری_نکنیدکه_باکلی_سوال_سردرگمی_بیان_بیرون


#دارکوب_راببینید_خیلی_زیبابود_


#میگن_ازفیلم_فیلم_نگیر_خب_نگیر



..