اینبار عباس معروفی ،یک دختر جوان را به عنوان روایتگر قصه اش انتخاب کرده. نوشافرینی که در اوج نوجوانی عاشق حسینا،پسر کوزه گر 

میشود.اما انگار تمام عشق های کتاب ها قرار است شبیه عشق شیرین و فرهاد شود.نوشافرین بابت شرایط خانواده مجبور به ازدواج با 

مردی حدود بیست و خورده ای سال بزرگتر از خودش به نام دکتر معصوم میشود

داستان روایتگر سختی ها و مصایب مردمان ایران است که بابت حماقت مردان سیاست برسرشان میآید..قصه با یک شروع بدون مقدمه 

چینی و حاشیه نویسی آغاز میشود و خواننده را به دل قصه پرتاب میکند.دارای فصل هفت هست که روایتگر فصل های فرد نوشافرین است 

و روایتگر فصل های زوج یک دانای کل

داستان تلخ و غمگین است اما اصلا کسل کننده نیست و به طرز بی معنایی کشدار نیست.بلکه روان و جذب کننده.در بین ماجراهای قصه 

دلت میخواهد دکتر معصوم را از روی صحنه روزگار محو کنی