به رسم این چندسال که تقریبا خیلی سال میشود ،امسال هم برای تمدید پیمان رفاقت با کتاب و کتاب خوانی به نمایشگاه کتاب رهسپار 

شدیم.از قبل با چندتا از بچه ها صحبت کردیم که بابا جوگیر نشیم و همه لیست کتاب ها را نخریم،چندتایی هم بذاریم برای تخفیف تابستان 

وتخفیف ارشاد.

اما شما اگر یک کتابخوار باشید ،تصور کنید توی نمایشگاه کتاب واستادید،تمام کتاب هایی که توی لیستتان نوشتید جلوی چشمانتان رقص 

دسته جمعی میروند،چکار میکنید؟.بایه خداحافظی قلب اون همه کتاب را میشکونید؟..قطعا نه..تا آخرین هزارتومنی ته کیف و جیبتان خرید 

میکنید و لحظه خروج کلی اشک میریزید و از بقیه کتابایی که نخریدید ،حلالیت می طلبید

 امسال بین تمام شلوغی های نمایشگاه،این باران های یهویی و تگرگیش عالی بود


آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآقا این وسط ،دقیقا وقتی روبروی نشر مرکز ایستادید و بین اون همه کتاب دنبال فرمین موش کتابخوار میگردید ،یهویی 

چشماتون منور میشه به حضور یکی از نویسندگانی که قلمش به دلتون نشسته..آقای مهدی قزلی کتاب نداشتم وگرنه داشتن امضاتون 

برام با ارزش بود